صادق عسکری - حافظ خیاوی متولد اول دیماه سال 1352 در مشكینشهر و ساكن ارومیه است. او چندی پیش با اولین مجموعه داستانش (مردی که گورش گم شد) عنوان نخست جایزه «روزی روزگاری» را از آن خود کرد. این مجموعه به عنوان مجموعهای متفاوت با فضایی بومی و آمیخته به طنز توانست درمدت کوتاهی توجه [...]
یادداشتی بر داستان “سلام خانم مرجان” نوشتهی سید علی موسوی
نیما نقوی- نکتهی بارز و برجستهی این داستان، روانی متن و آسانخوانی آن است؛ “سلام خانم مرجان” به این نگاه، قابل تحسین است. من نام داستان را نمیپسندم؛ انگار این نام از سر اجبار و تنها برای نامدار شدن داستان انتخاب شده است؛ چه [...]
صادق عسکری - طلا نژادحسن نویسنده و منتقد ادبیست که تا به حال چندین کتاب از او منتشر شده است. یک فنجان چای سرد ( مجموعه داستان- نشر چشمه) و شازده ناقص (مجموعه داستان- نشر نیکفرجام) که در پنجمين دوره جايزه ادبي اصفهان مقام سوم را از آن خود كرده است.همچنین داستانهای کوتاه او مقامهایی [...]
روند برگزاری جشنواره های ادبی طی سال های گذشته مبتنی بر اصول و عناصری محکم نبوده است.
ناتاشا امیری نویسنده مجموعه داستان “هولا هولا” با بیان این مطلب افزود: متاسفانه برگزاری جوایز ادبی تنها در همان سال های اولیه برپایی، تاثیرات مطلوبی در پی داشتند و امروز شاهد چنین تاثیراتی نیستیم.
وی گفت: تا چند سال پیش [...]
يادداشتي بر داستان “درختها هايهاي گريه ميکردند” نوشتهي مهدي زارع، مقام اول (مشترک) اولين دورهي جشنوارهي داستانهاي ايراني 1386
نیما نقوی - داستان کوتاه “درختها هاهاي گريه ميکردند” آن قدر داستان در داستان است که خواننده گيج ميشود؛ داستان شيخ نجار و وقوف او به زبان درختان، داستان شيخ و فرزندش، داستان خان و فرزندش، داستان [...]
مریم حسینیان - نمی دانم چرا هر وقت صحبت ” عشق” و ” داستان” می شود، بلافاصله یک ابرویمان بالا می رود و نیشخندی می نشیند روی لبمان. اگر هنوز روشنفکر نشده باشیم کمی در نفی دانیل استیل و ر. اعتمادی و فهمیمه رحیمی داد سخن می دهیم و اگر داستان کوتاه سیاه بنویسیم و [...]
رتبه اول (مشترک) اولین دوره جشنواره داستانهای ایرانی 1386
عطيه جوادي راد - زن حسامالدّين تبريزي؛ بزرگ خاندان تبريزي را كه از سربالايي دشت افروز بالا ميبردند، برگشته بود عقب ولاي زنها را نگاه ميكرد. حالا دنبال دخترها ميگشت كه چيزي بگويد يا هر چه؛ مردم دست گرفتند كه حاج تبريزيلاي آنها پي زن خوشگل ميگردد. [...]
تفاوت جوایز ادبی ایران با کشورهای دیگر این است که ما از داشتن ادبیات بی پروا محروم هستیم و این مسئله خلاقیت نویسندگان را محدود می کند.
میترا داور با اشاره به این مطلب گفت: رشد بی پروایی نزد نویسندگان و مسئله ای به نام ممیزی به جشنواره ها هم سرایت کرده و مانع بروز خلاقیت [...]
يادداشتي بر داستان “فنجانهاي نشسته” نوشتهي علياصغر حسيني
برگزيدهي سوم اولين دورهي جشنوارهي داستانهاي ايراني
نیما نقوی - موضوع با خواندن نام و خطوط آغازين داستان کاملن آشکار ميشود. «بلند می شوم و فنجان خالی را می گذارم روی پیشخان. کم کم تعدادشان زیاد شده حالا درست پنج فنجان و سه لیوان نشسته روی پیشخان است. گاهی [...]
اشاره - «خیابان بهار آبی بود»، رمان بلندي است که توسط نشر بهآذین در سال هشتاد و چهار منتشر شدهاست. تشنگي و جستجو، تم اصلي آن است اما فقر، هجوم تركمنها و ژاندارم و ملخ و سينما، خشم طبيعت، سيل و زلزله، خشكسالي، قحطي، سختكوشي، قناعت، دست و پنجه نرم كردن با طبيعت و كوير [...]
نگاهى از درون به ضعفهاى خودمان
فتحالله بینیاز - گرچه با چاپ اين مقاله در يك نشريه يا سايت، تعلقش را به شخص من از دست مىدهد، اما مىتوانم اين نكته را دستكم به آن ضميمه كنم كه ضعفهاى مورد بحث من ضعفهاى كلى ادبيات جدى است و چه بهتر از سوى خودمان مطرح شوند. بحث [...]
رتبه اول (مشترک) اولین دوره جشنواره داستانهای ایرانی 1386
مهدي زارع - شيخ عبدالعلي نجّار كه اين را نقل ميكرده، آقا ميرآقا خودش پاي منبر نشسته بوده و هاي هاي گريه ميكرده.اين را خودم ديدهام. من به پلّهي دوم منبر تكيه داده بودم و روبه روي جمع حيران و سرگردان احوالاتشان را بهتاريك خانهي ذهنم عبور [...]
صادق عسکری - اسم کلاس داستاننویسی که میآید. ناخوداگاه یاد آن صحنه از ویدئو کلیپِ دیوار اثر پینکفلوید میافتم که شاگردان مدرسه از یک طرف وارد چرخگوشت میشوند و محصولی پالایش شده از آن طرف خارج میشود.هنوز متحیرم محصولاتِ حاصل از کلاسهای داستاننویسی مخصوصا آنهایش که به عنوان مشق شب هم باشند؛ قرار است کجای [...]
يادداشتي بر عقربا خالکوب؛ داستان برگزيدهي دوم (مشترک) اولین دوره جشنواره داستان های ایرانی
فریبا فقیهی - گیرایی اصلی داستان شخصیت خود راوی ست. دختری بسیار جوان که گویی ترم اول دانشگاه را می گذراند چون هنوز مسیر را نمی شناسد و نمی داند اتوبوس “توی کجا آباد نگه داشته بود” و باز به همین دلیل [...]
انتخاب داوران صالح، زیربنای جشنواره های ادبی است که می تواند در جلب اعتماد نویسندگان نقش داشته باشد.
میترا الیاتی گفت: مسلما برگزاری جشنواره های ادبی نمی تواند در اعتلای داستان نویسی ایران بی تاثیر باشد؛ هر چند جشنواره ها خوشحال شدن و غمگین شدن نویسدگان جوان را توامان دربردارد. به این معنی که وقتی نویسندگان [...]